دکتر محمدعلی حسینیان استاد فن بیان

ثبت نام دوره جامع فن بیان شروع شد

روز
ساعت‌
دقیقه‌
ثانیه‌
دکتر محمدعلی حسینیان استاد فن بیان

ثبت نام دوره جامع فن بیان شروع شد

روز
ساعت‌
دقیقه‌
ثانیه‌

شعر اتفاق | دکلمه ، متن و معنی شعر

شعر-مردی-ز-باد-حادثه-بنشست

فهرست مطالب

شعرهای عاشقانه شاملو

در این مقاله، متن، تحلیل، معنی و دکلمه شعر اتفاق از احمد شاملو با صدای زیبا و دلنشین استاد محمدعلی حسینیان ، بنیانگذار آموزش سخنوری حرفه ای و فن بیان در کشور را می شنویم.

دکلمه شعر نو یکی از مهمترین و موثرترین تمرین های فن بیان برای آموزش لحن در فن بیان است. برای رسیدن به لحن درست و دقیق در فن بیان، این تمرین می تواند سخن آموزان و هنرجویان فن بیان و سخنرانی را با چالش های جدی فن بیان و تکنیک های لحن روبرو کند.

همچنین می توانید به مقاله و ویدئوی تمرین دکلمه شعر نو برای آشنایی بیشتر با آموزش دکلمه مراجعه کنید.

به جای

خواندن درباره فن بیان

بیا و عملی تمرینش کن!

تمرین فن بیان

همین حالا شروع کن!

آنچه در ادامه می خوانید:

۱- دانلود دکلمه شعر اتفاق با صدای استاد محمدعلی حسینیان

۲- دانلود دکلمه شعر با صدای احمد شاملو

3- کلیپ دکلمه شعر مردی ز باد حادثه بنشست

4- متن شعر 

5- معنی لغات شعر 

دکلمه-شعر-مردی-ز-باد-حادثه-بنشست

دکلمه شعر

دانلود فایل صوتی دکلمه شعر اتفاق با صدای استاد محمدعلی حسینیان

دانلود فایل صوتی دکلمه شعر مردی ز باد حادثه بنشست با صدای احمد شاملو

کلیپ دکلمه شعر 

کلیپ دکلمه شعر مردی ز باد حادثه بنشست

متن شعر مردی ز باد حادثه بنشست ( اتفاق)

مردی چو برقِ حادثه برخاست
آن، ننگ را گُزید و سپر ساخت
وین، نام را، بدونِ سپر خواست.

ابری رسید پیچان‌پیچان1
چون خِنگِ2 یالش آتش، بردشت.
برقی جهید و موکبِ3 باران
از دشتِ تشنه، تازان4 بگذشت.

آن پوک‌تپه5، نالان‌نالان
لرزید و پاگشاد و فروریخت
و آن شوخ‌بوته6، پُرتپش از شوق،
پیچید و با بهار درآمیخت.

پرچینِ7 یاوه‌مانده8 شکوفید9
و آن طبلِ پُرغریو10 فروکاست.
مردی ز بادِ حادثه بنشست
مردی چو برقِ حادثه برخاست

احمد شاملو – ۱۳۳۸

دوست دارم روی انسان‌ها تاثیر بگذارم

هیچ‌کس
با فن بیان عالی
به دنیا نیامده!!

فقط باید یاد بگیری!

همیشه فکر می‌کردم سخنور خوبی هستم

تُن صدایم پایین بود و این اذیتم می‌کرد

دوست دارم روی انسان‌ها تاثیر بگذارم

همیشه فکر می‌کردم سخنور خوبی هستم

هیچ‌کس     با فن بیان عالی     به دنیا نیامده!!

فقط باید یاد بگیری!

معنی شعر اتفاق

1- پیچان/pičān/: پیچاندن . (صفت) پیچیده . (قید) در حال پیچیدن.

2- خنگ/xeng/: اسب سفید

3- موکب/mo[w]keb/: گروه سواران یا پیادگان؛ عده‌ای سوار یا پیاده که در التزام رکاب پادشاه باشند.

4- تازان/tāzān/: تازاندن . (قید) [قدیمی] در حال تاختن . (صفت) [قدیمی] تاخت‌کنان.

5- پوک تپه: تپۀ پوک . پوک: پوچ؛ میان‌تهی؛ بی‌مغز . پوده؛ پوسیده.

6- شوخ بوته: بوتۀ شوخ . شوخ: خوشگل، زیبا، ظریف . بانشاط، خوشدل، زندهدل، شاد، شنگ

7- پرچین/parčin/: دیواری که از آمیختن گِل و شاخه های درخت و بوته ، گرداگرد باغ یا کشتزار درست کنند.

8- یاوه مانده: سر خود مانده، رها شده . یاوه: ۱. بیهوده؛ هرزه. (قید) [قدیمی] یله و سرخود؛ بی‌سرپرست.

9- شکوفیدن/šo(e)kufidan/: شکوفتن؛ گشوده شدن؛ وا شدن.

10- غریو/qariv/: غریویدن . (اسم) فریاد؛ خروش؛ بانگ بلند. (اسم) بانگ و فریاد از روی خشم

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در whatsapp
ارسال در واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
ارسال در تلگرام
اشتراک گذاری در linkedin
ارسال در لینکدین
اشتراک گذاری در facebook
انتشار در فیسبوک
اشتراک گذاری در email
ارسال با ایمیل
اشتراک گذاری در print
پرینت مطلب
مشاوره