بزرگان شعر و ادب ایران زمین، همواره مطلع آثار خود را به حمد و ستایش خدای بزرگ مزین کرده اند. این موارد برای شروع، جذاب، یک آغاز مناسب، جذاب و کامل به حساب می آید.
به جای
خواندن درباره فن بیان
بیا و عملی تمرینش کن!
همین حالا شروع کن!
شعر برای شروع سخنرانی
ای نام تو بهترین سر آغاز | بی نام تو نامه کی کنم باز
بسم الله الرحمن الرحیم | هست کلید در گنج حکیم
به نام آنکه هستی نام ازو یافت | فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت
ای یاد تو مونس روانم | جز نام تو نیست بر زبانم
به نام خداوند جان و خرد | کزین برتر اندیشه بر نگذرد
اول دفتر به نام ایزد دانا | صانع پروردگار حیّ توانا
به نام خدایی که جان آفرید | سخن گفتن اندر زبان آفرید
به نام آنکه جان را فکرت آموخت | چراغ دل به نور جان برافروخت
به نام آن که تن را نور جان داد | خرد را سوی دانایی عنان داد
به نام خدایی که جان آفرید | زمین و زمان و مکان آفرید
شعر سخنرانی تاثیر گذار
به نام خدای علیم و حکیم | رحیم و بسیط و شریف و نعیم
به نام خداوند دل های پاک | که نامش بود در دلت تابناک
به نام خداوند بخشنده مهربان | کزو ماندگار این زمین و زمان
به نام خدایی که خاک آفرید | کزان خاک انسان پاک آفرید
به نام خدا، هر چه داریم از او | خداوند احمد خدای سبو
اشعار زیبا برای شروع سخنرانی
به نام خداوند بود و نبود | خداوند یاسی به رنگ کبود
به نام آنکه در ما گفتن آموخت | به انسان در معنی سفتن آموخت
به نام کسی که تو را آفرید | سرآغاز عشق است و نور و امید
به نام جهان بخش پاک آفرین | به راهش بود، مردم راستین
به نام خداوند لوح و قلم | حقیقت نگار وجود و عدم
شعر شروع سخنرانی مدرسه
به نامِ خداوندِ زیبا سخن | خداوندِ آلاله ها در چمن
درود بر خدایِ هنرآفرین | نگارندۀ هر گلِ آتشین
به نامِ آن خدایِ پاکِ سبحان | که از خاک آفرید اینگونه انسان
به نامِ خداوندِ نون و قلم | خداوندِ آزادی و عشق و غم
به نامِ خالقِ سبزِ بهاران | خداوندِ طراوتِ جویباران
به نامِ خداوندِ خوبِ بهار | خداوندِ گلِ لاله و لاله زار
به نامِ خدایِ بلندآسمان | خداوندِ خاک و خدایِ جهان
به نامِ خداوندِ پاک و دلیر | خداوندِ دریا، خدایِ امیر
به نامِ خداوندِ سبز و سپید | خداوندِ سال و خداوندِ عید
به نامِ خداوندِ سنگ و خداوندِ گنج | خداوندِ شادی، خداوندِ رنج
به نامِ خداوندِ کوه و خداوندِ دشت | خداوندِ درّه، خداوندِ گشت
به نامِ خداوندِ ریحان و گل | خداوندِ هادی هدایتْ سُبُل
به نامِ خداوندِ تاج و خداوندِ گنج | خداوند روزی، سرایِ سِپَنْجْ
به نامِ خداوندی که کارساز است | زِ ما و طاعتِ ما بی نیاز است
شعر کوتاه برای شروع کلاس
به نامِ خداوندِ شعر و غزل | خداوندِ روزی دِهِ بی مثل
به نامِ خداوندِ جان آفرین | که دانَد ز عرش و زیر و برین
ای با تو شروعِ کارها زیباتر | آغازِ سخن تو را صدا باید کرد
آغازِ سخنْ یادِ خدا باید کرد | خود را به امیدِ او رها باید کرد
به نامِ خداوندِ استاد و درس | خداوندِ آن بچّه هایِ نترس
به نامِ آنکه خنده آفریده | به بد خلقی خطِّ بطلانْ کشیده
به نامت گشایم کنون دفترم | که بی نامِ تو در سخنْ اَبْتَرَم
با یادِ خدا این دلِ من رام شود | با نام خدا آتشم آرام شود
به نامِ خداوندی که کار ساز است | زما و طاعتِ ما بی نیاز است
به نامِ آن که گنجِ جسم و جان ساخت | طلسمِ گنجِ جان، هر دو جهان ساخت
.
شعر برای شروع برنامه
به نامِ خداوندِ جان آفرین | حکیمِ سخنْ در زبان آفرین
به نامِ آنکه جان را زندگی داد | طبیعت را به جانْ پایندگی داد
به نامِ خداوندِ آلاله ها | خداوندِ پروانه و پونه ها
به نامِ خداوندِ حیِّ رحیم | خدایِ بهشت و خدایِ جحیم
به نامِ خداوندِ شعر و غزل | به نامِ خداوندِ عَزَّوَجَلّ
به نامِ خداوندّ شعر و غزل | کلامش نشیند به دل تا ازل
به نامِ خداوندِ نان و خداوندِ جان | دهد روزی اش را به پیر و جوان
به نامِ خداوندِ احساسِ پاک | خداوندِ شمس و مَهِ تابناک
به نامِ خداوندِ نیلوفرین | ستایش ز بهرِ تو ای بهترین
به نامِ خدایِ شفیع و صبور | خداوندِ دانشْ خداوندِ نور
به نامِ خداوندِ دریایِ نور | خدایی که دارد به هر جا حضور
به نامِ خداوندِ شعر و غزل | خداوند روزی دهِ بی مَثَل
به نامِ خداوندِ روشنْ ضمیر | خداوندِ روشنگرِ بی نظیر
به نامِ خداوندِ دریاچه ها | که داده ظرافت به پروانه ها
به نامِ خداوندِ احساسِ پاک | همان که آفریده ما را زِ خاک
به نامِ خداوندِ رنگین کمان | فروزندۀ روز و شبِ آسمان
شروع سخنرانی با شعر
به نامِ خداوندِ شعر و سخن | نُخُستین سخن در همهْ انجمن
ای که با نامت جهان آغاز شد | دفترِ ما هم به نامت باز شد
به نامِ آنکه نام از او نشان یافت | زبان آموخت حرف و نُطْقْ جان یافت
به نامِ پادشاهِ عالمِ عشق | که نامش هست نقشِ خاتمِ عشق
به نامِ چاشنی بخشِ زبان ها | حلاوتْ بخشِ معنی در بیان ها
آغازِ هر کلامی نامِ خدایِ یکتا | همواره می بَرَم من نام مقدّسش را
بیا ساقی اسبابِ مِی ساز کن | سرِ خُم به نامِ خدا باز کن
آرَم آغاز در این نامه زِ نو نامِ خدا را | آنکه آشفته زِ گیسوی بتانْ خاطرِ ما را
تا که سخن از دل و از دلبر است | نام خدا زینتِ هر دفتر است
به نامِ دوست گشاییم دفترِ دل را | به فَرِّ عشقْ فروزان کنیم محفل را
به نامِ خدایِ سمیع و بصیر | خطاپوشِ بخشندۀ بی نظیر
به نامِ خدایِ بزرگ و اَحَد | تعالی و شافی، قدیر و صمد
به نامِ مناسب ترینْ واژه ها | به رسمِ مَحَبَّت به نامِ خدا
سر آغازِ هر نامهْ نامِ خداست | که بی نامِ او نامهْ یِکْسَر خطاست
به نامِ خداوندِ شمشیر و تیغ | که بارانِ آتش درآرَد زِ میغ
به نامِ خدایِ رئوف و غفور | حمید و لطیف و مجید و صبور
به نامِ گشایندۀ کارها | زِ نامش شود سهلْ دشوار ها
به نامِ خداوندِ وجد و سرور | پدیدآورِ عشق و احساس و شور
یک بیت شعر برای شروع سخنرانی
سرآغازِ گفتارْ نامِ خداست | که رحمتگر و مهرْبان، خلقْ راست
به نامِ خداوندِ خورشید و ماه | که دل را به نامش خِرَدْ دادْ راه
به نامِ خداوندِ نیکوسرشت | که او در جهانْ بذرِ نیکی بِکِشت
به نامِ خالقِ پیدا و پنهان | که پیدا و نهان دانَد به یکسان
بنیادِ سخن به نامِ حقْ، نِه | کز هرچه بِهْ است نامِ حقْ، بِهْ
به نامِ خداوندِ بارانِ نُقْل و تگرگ | نفس های باد و تپش هایِ برگ
به نامِ خداوندِ رنگین کمان | خداوندِ بخشندۀ مهربان
به نامِ خداوندِ دادارِ پاک | پدیدآورِ آدم از آب و خاک
به نامِ خدایی که بر ذاتِ وی | محال است هرگز بَرَدْ عقلْ، پِی
به نامِ خداوندِ روشنْ ضمیر | خداوندِ روشنگرِ بی نظیر
به نامِ خدایِ سمیع و بصیر | خطاپوشِ بخشندۀ بی نظیر
با نامِ خدا کارِ خود آغاز کُنَم | با عشقِ خدا لب به دعا باز کُنَم
به بسم الله می خوانم خدا را | زِ مُشتی خاکْ، آدم ساخت ما را
به نامِ آن که گُل را خنده آموخت | وَ بر جانِ شقایقْ، آتش افروخت
به نامِ خدایِ علیم و حکیم | رحیم و بسیط و شریف و نعیم
کُن سخن آغاز با نامِ خدا | بهرِ هر کاری، مشو از او جدا
شعر زیبا برای شروع کنفرانس و جلسه دفاع
می کنم آغاز با نامِ خدا | وصفِ گل را از زبانِ غنچه ها
به نامِ آنکه ما را زندگی داد | وزان بس مژدۀ پایندگی داد
به نامِ خداوندِ آلِ عبا | خداوندِ روزیْ دِهِ رَهنما
به نامِ خداوندِ عشق و وفا | خداوندِ صبر و خدایِ صفا
اوّلِ دفتر بود نامِ خداوندگار | ایزدِ با فَرّ و جایْ، عادل و پروردگار
به نامِ خالقِ ارض و سماوات | به نامِ داورِ روزِ مجازات
به نامِ خدایِ رئوف و غفور | حمید و لطیف و مجید و صبور
به نامِ آن که جان را نورِ دین داد | خِرَد را در خدادانی یقین داد
به نامِ خداوندِ سیب و رُطَب | خداوندِ صبح و خداوندِ شب
به نامِ خداوندِ جا و مکان | خداوندِ جان و خدایِ زمان
به نامِ خداوندِ جغرافیا | به نامِ همان قارّۀ آسیا
به نامِ خداوندِ روح و روان | خداوندِ سبحانْ، خدایِ لِسان
به نامِ بی نیازِ عالم آرا | خدایِ فاطمه، آرام ِدل ها
به نامِ چاره سازِ وحیِ سَرْمَدْ | خدایِ فاطمه، دُخْتِ محمّد
به نام آن که در جان و روان است | تواناییْ دِهِ هر ناتوان است
به نامِ خداوندِ راه و طریق | خداوندِ آب و خدایِ حریق
به نامِ خداوندِ ساز و نوا | خداوندِ گوش و خدایِ صدا
به نامِ خداوندِ نان و خداوندِ جان | دهد روزی اش را به پیر و جوان
به نامِ خداوندِ زیتون و تین | خداوندِ سوره، خدایِ زمین
به نامِ خداوندی صِدْق و صَدیق | خداوندِ یار و خدایِ رفیق
به نامِ خداوندِ هر بَرُّ و بَحْرْ | خداوندِ هستی، خداوندِ دهر
به نامِ خداوندِ توبه پذیر | همان غافِرِ سَیَئات و خَبیر
به نامِ خداوندِ حیِّ رحیم | خدایِ بهشت و خدایِ جحیم
به نامِ خداوندِ وجد و سرور | پدیدآورِ عشق و احساس و شور
به نامِ خداوندِ دانش نواز | خداوندِ درمانگرِ چاره ساز
به نامِ خداوندِ ارض و سما | به نامِ خداوندِ خورشید و ماه
به نامِ خداوندِ هفت آسمان | به نامِ خداوندِ زمان و مکان
به نامِ خداوندِ نیلوفرین | ستایش زِ بهرِ تو ای بهترین
به نامِ خدایی که داناتر است | زِ عالمْ همهْ آگاه تر است
به نامِ خداوندِ دریایِ نور | خدایی که دارد به هر جا حضور
به نامِ آن که او نامی ندارد | به هر نامی که خوانی سر برآرَد
به نامِ خدایی که سازنده است | به نامِ خدایی که پاینده است
به نامِ خدایِ نیست و هستی | به نامِ خدای شور و مستی
بس مبارک بود چون فَرِّ همای | اوّلِ کارها به نامِ خدای
بزرگی هست در دنیا خدا نام | که با یادی کند دلها چه آرام
دوست دارم روی انسانها تاثیر بگذارم
هیچکس
با فن بیان عالی
به دنیا نیامده!!
فقط باید یاد بگیری!
همیشه فکر میکردم سخنور خوبی هستم
تُن صدایم پایین بود و این اذیتم میکرد
دوست دارم روی انسانها تاثیر بگذارم
همیشه فکر میکردم سخنور خوبی هستم
هیچکس با فن بیان عالی به دنیا نیامده!!
فقط باید یاد بگیری!
شعر حافظ برای شروع سخنرانی
ما را بر آستان تو بس حق خدمت است | ای خواجه بازبین به ترحم غلام را
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست | که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر | نهادم آینهها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد | که چون شکنج ورقهای غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس | بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را | که باد غالیهسا گشت و مشکبیز سبا را
شعر نو برای آغاز سخنرانی
-
سهراب سپهری
چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید
چترها را باید بست، زیر باران باید رفت -
فریدون مشیری
به رسمِ یادگاری هم که باشد
بنویسید: «دوستت دارم» -
احمد شاملو
میان خورشیدهای همیشه
هیچگاه
دیواری نبوده است -
فروغ فرخزاد
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه من، در نینی چشمان تو، خود را ویران میسازد -
قیصر امینپور
ای کاش
آدمی وطنش را
مثل بنفشهها
میشد با خود ببرد هر کجا که خواست -
مهدی اخوان ثالث
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است -
سیمین بهبهانی
دلم گرفته برایت، هوای گریه من
بهانهگیر شده باز، دستهای تو را -
سهراب سپهری
زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست -
فریدون مشیری
گفتی: «به خاطر من
از عشق صرفنظر کن!»
ای کاش میفهمیدی
عشق تو خود عشق است -
احمد شاملو
و عشق
تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب میکند مانوس
این اشعار با مضامین عمیق و زیبای خود میتوانند به سخنرانی شما عمق و جذابیت بیشتری ببخشند.





3 Comments
سلام واقعا ممنون خوب و جامع بود
از استاد شهریار هم بیارین
عالی